باز شبی قدری دگر... چشم من در پس تاب و تب چشمان تو است! جوشن و قران من هم لحن و آوای تو است! اشک که میریزم برای آن ضریح گرم آغوش تو است! وان همه ناله براید از دلم آری، ولی مال تو است! کفر میگویم ولی موعود و معبود منی! پیش اَلَله توبه کردم این همه کفر و گناه مال تو است!
برچسب:
نویسنده: پرنیا شجاعی
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 14:23